روتيتر: درگفتگوبازينت السادات امامي بكارگيري ده هنردرتابلوي معراج تيتر:دستاني كه هنررابه تسخيردرآورد
در آيينهي هنر، تصوير زني هميشه پيداست، زينتالسادات امامي بانوي هنرمند اصفهاني كه هنرش را جهانيان مي شناسند كسي كه فراتر از تصور و خيال اوج ميگيرد و خورشيد در جذبه دستانش طلوع ميكند آنجا كه ده هنر مينياتور، معرق، مشبك، لايچيني، تذهيب، تشعير، گل و مرغ، خوشنويسي، طلا و سوخت را به تسخير ميكشد و تابلويي با عنوان معراج خلق ميكند. اين هنرمند سخت كوش فرزند حاج ميرزا آقا امامی، استاد مسلم مينياتور و سوخت و معرق می باشد. از بين فرزندان دختر و پسر حاج ميرزا آقا تنها او راه پدر را دنبال كرد. زماني كه بانوان تنها خانهداري ميكردند و هنر و يادگيري آن براي يك زن عجيب مينمود زينتالسادات از صبح تا غروب و تنها با استراحت كوتاهي بين ظهر شاگردي پدرش را مينمود و تمرين ميكرد، تمرين، تمرين و تمرين و امروزه او همانند پدرش هنرمند معروفي شده است كه تمام ايران او را ميشناسند و حتي بسياري از تابلوهايش در نمايشگاههاي خارج از كشور وجود دارد.اكنون روشني كلامش ترجمه ميشود و نامش بر صفحه تاريخ حك ميگردد. زینت السادات امامی در روز 25 بهمن ماه سال 1313 شمسی در یک خانواده ی هنرمند چشم به جهان گشود . امامی ابتدا نزد پدر نقاشی آموخت سپس در محضر استاد ختايی، استاد بهزاد واستاد مصورالملكی تعليمات را ادامه داد تا در رشته ی مينياتور، بخصوص گل و مرغ و سوخت و معرق به كمال رسيد. او علاوه بر اين دو رشته در قسمت مشبک، لای چينی، تذهيب و تشعير سمت استادی دارد.امامی كمتر هنرجو می پذيرد چون حوصله و دقت را در كمتر كسی مشاهده نموده است. از بين آثار او تابلوی حضرت سليمان(ع) و تابلوهای گل و مرغ ارزش خاصی دارد اما تابلوی معراج پیامبر كه سوخت و معرق می باشد، از شاهكارهای ارزنده ی اوست. او از معدود كسانی است كه طلای ناب را جهت استفاده ی هنری به صورت پودر و مذاب قابل استفاده، در می آورد. وی درموردهنر سوخت و مینیاتور و دیگر هنرها وکاربردآن درآثارش می گوید: من از 18سالگی نقاشی را نزد پدرم با گل و مرغ و مینیاتور آغاز کردم و از همان آغاز فعالیت و کار پیش پدرم کارهای مذهبی انجام می دادم تابلوهای کشتی حضرت نوح ، شیخ صنعان و دختر ترسا را مینیاتورکشیدم و بعد از درگذشت وی تذهیب و تشعیر را از مرحوم خطایی که یکی از شاگردان پدرم بود یاد گرفتم ، بعد از آن نزد استاد حسین بهزاد به تهران رفتم ، وی به خاطر ارادتی که به پدرم داشتند من را پذیرفتند و آنچه که یاد گرفته بودند را در 5 جلسه به من آموختند. استاد بهزاد قصد معرفی من به وزرای آن زمان را داشتند ولی به دلیل آنکه جلسه معرفی مغایر شئونات اسلامی و حجاب من بود نپذیرفتم. پس از آن نیز زیر نظر استاد حاج مصورالملکی مدتی به کار پرداختم. به راستی که او کوهی از هنر بود گرچه در آن زمان دست ایشان فلج شده بود و کار نمی کرد اما من آثارم را می کشیدم و به وی نشان می دادم و استاد راهنمایی ام می کرد. هنر سوخت را زیر نظر تقی کلباسی یکی دیگر از شاگردان پدرم در مدت سه ماه آموختم. استادکلباسی گفتند که من این هنر را از پدر شما در مدت 2سال یاد گرفتم اما شما آن را به صورت جامع و کامل در مدت 3ماه یاد گرفتید.
پدرم در مورد هنر سوخت می گفتند " در زمان صفویه سوخت بر روی جلد کتاب و قرآن های خطی کار می شد ، اما در زمان قاجارگل و بوته سازی به اوج رسید به طوری که جلد بوته سازی بسیار طرفدار پیدا کرد و سوخت به دست فراموشی سپرده شد." پدرم تصمیم گرفتند این هنر را کامل کنند و روی تابلو بیاورند، با زحمات بسیار این کار را انجام دادند و به خلق اثر پرداختند . اکنون آثارشان در مجموعه های شخصی ، موزه ها در داخل و خارج از کشور وجود دارد.
اولین تابلوی سوخت من تخت حضرت سلیمان بود که مرحوم اشرف زاده با دیدن آن اشک ریختند و گفتند" من شاهد و ناظر زحمات پدر شما در این هنر بوده ام و خدا را شکر می کنم که شما زحمت پدرتان را زنده کردید. "
هنر طلاکوبی در خانواده مادریم موروثی بود از مادر ومادربزرگم یاد گرفتم. من تابلوهای کوچک و بزرگ مینیاتور و گل و مرغ بسیاری هم کار کرده ام ، تذهیب و تشعیررا نیز برای استاد خطایی کار کردم، از جمله کارهایی که در گذشته انجام داده ام سه جفت جلد قرآن، یک قرآن کامل و جلدآن ، چهارتا اول و آخر قرآن، دو تا نیم دری و 6 تابلوی مینیاتور کوچک، یک جفت جلد آلبوم لای چینی ساخته ام و از روی کارهای رضا عباسی نیز مینیاتور و تذهیب می ساختم. نام زینت السادات امامی در سمت راست کارهای من امضاء شده است ولی متاسفانه برخی از افراد سودجو که حتی تذهیب نمی دانند امضای مرا عوض کرده اند و کار را به اسم خود زده اند در حالیکه همیشه حاشیه تابلوهای من تذهیب کار شده است. بانوي هنرمند اصفهاني در مورد به كار بردن طلا در تصاويرش مي گويد: در خانواده مادربزرگم كورههاي طلا وجود داشت كه پدرم براي نقاشي آن طلا را به صورت نوار باريكي در ميآورد و داخل پوست آهو و گوسفند ميگذاشت و ميكوبيد ممكن بود اين كوبيدنها يك ماه طول بكشد تا طلا به خوبي داخل اين پوستها جا بگيرد بعدها من نيز از ايشان آموختم و به اين روش كار كردم.
زينتالسادات امامي پيرامون خلاقيت در هنرش عنوان كرد: هنگامي كه من الفباي فارسي را نياموخته باشم چطور ميتوانم انشا بنويسم اما وقتي باسواد باشم ميتوانم بنويسم خدا بيامرزد پدرم را هرگاه به چهلستون ميرفتند ميگفتند دراين عمارت گنجينهاي نهفته است. فرهنگ و هنر ما هنر اصيل صفويه است.من هم به سبك صفويه كار كردم
وي با اشاره به اينكه براي خلق تابلوي معراج 30 سال كار كرده است خاطر نشان نمود: در اين 30 سال آثاري ديگري را نيز خلق كردم اما براي ايجاد اين اثر هميشه با وضو كار ميكردم 4 كتاب پيرامون معراج حضرت محمد (ص) مطالعه نمودم تا توانستم اين اثر را ايجادكنم. وي از سال 1355 تا سال 1385 به صورت غير متوالي تابلوي معراج را كار كرده است.
زينتالسادات امامي پيرامون اثر شجرنامه كه 20 سال طول كشيده است تصريح نمود: پس از اجراي اين اثر بسياري از كساني كه از خاندان امامي نبودند و جزو اين شجرنامه به حساب نميآمدند مرا مورد لعن و نفرين قرار دادند و گفتند شما با خلق اين اثر کاری کردیدتا ما جزو خاندان امامي به حساب نياييم. عيسي صديق علم در مورد خاندان امامي ميگويد: اين خاندان فرهنگ اصيل ايراني را زنده كردند واستادادیب برومندیکی ازدانشمندان وشاعران معاصرخاطرنشان می کند:در حدود 70 تن از هنرمندان نامي در اين خاندان هستند.
امامي در خصوص شاگرداني كه تربيت كرده است اظهار داشت:دردوران زندگی هنریم شاگردان بسیاری داشتم اما این اواخرهشت شاگرد داشتم که تنهادوبرادرزاده ام به نام پروین وعاصفه السادات امامی و دختر حاجآقا حسن امامي مرضیه السادات و فائزه نوه حاج آقااحمدامامی توانستند در اين هنر، پايدار بمانند.دختران امروزي كم حوصله شدهاند و اينكه ساعتها بر روي اثري كار كنند آنها را خسته ميكند

